خرید بک لینک

دیروز به این فکر کردم که هیچوقت تو زندگیم کسی منتظرم نبود

حتی منتظر تولدم نبودن

کی منتظرته؟

حتی خدا جوری همه چیز رو چید که من تنهایی برم برای زایمان

هرسال موقع تولد پسرک این حسهای متناقض خِرَمو میگیره

نزدیک تولدشم و تقریبا خل شدم

دلم تنهایی میخواد

دلم سفر تنهایی میخواد

ولی به هیچ عنوان شرایطش رو ندارم

همیشه طوری رفتار کردم که به هیچ کس احتیاجی ندارم

ولی تا مغز استخوان محتاجم به کمک

برچسب: نویسنده: نیکان شجاعی تاريخ: جمعه 30 مرداد 1405 ساعت: 16:49

فرهاد ساعت ۶ با روانشناسش وقت انلاین داشتوقتی از فیزیوتراپی اومدم بیرون گفتم من میرم دکتر که اینو قبول کنه و عوضش کنم گفت نه ترافیکه بیا خونه من میرم با موتور و زود میام قرار شد مرد بره ادیشن ی منو بده دکتر درست کنه که بتونم از بیمه م استفاده کنمهیچی۲۰ دقیقه ای گذشته بود زنگ زدم ببینم کجاست چیکار کردجواب ندادخودش زنگ زد من چندبار گفتم رو موتورم بهم زنگ نزنبه خدا تو این ۱۱ سال بهم نگفته بودخوردم زمین شانس اوردم نمردم و کلاه سرم بوده و کشیده شدم رو زمین و.....گفتم بیام؟حالا با استرس و ترسدستم میل

برچسب: نویسنده: نیکان شجاعی تاريخ: جمعه 30 مرداد 1405 ساعت: 16:49

صفحه بندی